رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

40 ماهگی فرشته مهربونم

1394/7/12 11:56
نویسنده : رومینا
694 بازدید
اشتراک گذاری

وقتی حس میکنم  جایی در این دنیای خاکی

 تو نفس میکشی و من از همان نفسهایت نفس میکشم  

اروم میشم  

تو باش هوایت !بویت ! برای زنده ماندنم کافیست بغل

 

 

 

 

عشق مامان   این روزها     حسابی مثل قبل شیرین زبونیش ادامه داره .

سوالاتش تمومی نداره  هر روز بالای 30 بار از ما سوال میپرسه ؟ 

 خونمون چه رنگی هست ؟ 

چرا یخ  سرد هست ؟ بعد بهش توضیح دادیم  وقتی  اب یخ بزنه   سرد میشه  و دستمون سرد میشه  .بعد دوباره رادوین میپرسه چرا دستمون سر میشه ؟سکوتو 

چرا  ما باید بخوابیم ؟زیبا

چرا خورشید میره ؟ شب چطوری میشه ؟ روز چطوری میشه ؟  پاسخ دادن به این سوالها خیلی سخته  

 

......

  از دختر اقای مهندس قولی پور  پرسیده بوده که خونه شما 200 متره ؟تعجبتعجب برای من خیلی تعجب اور بود .

 و هزاران سوال دیگر ....

 و الان تو مرحله سختی هست  چون پاسخ دادن درست  من و احسان خیلی رو تفکرش تاثیر داره  و گاهی اوقات تو  پاسخ دادن به سوالاتش کمی فکر میکنم  و بعد جوابش رو میدم متفکر

 

 

جلسه خونوادگی  این ماه خونه مادرشوهری بود و  رادوین و مهدیار  ابراز علاقه زیادی بهم کردن 

خندونک

 

 

 

 

 و هفته گذشته اقای مهندس قلی پور(همکار  بابا حسن و دوست خوب ما )  با و همسر و دختر گلش نیلوفر اومدن خونمون و ما رو خوشحال کردن 

 

 

 

رادوین و نیلوفر خیلی خوب در کنار هم بازی میکردن 

 

و  منزل اقای مهندس قولی پور  و برای عیادتشون  رفته بودیم اونجا  

و رادوین و نیلوفر دوستای خوبی برای هم شده بودن 

تو خونه رادوین همش میگه به من بگید نیلوفر بغل نومینااااااااااا  اسم من دیگه آدین (رادوین ) نیست  به من بگید  نیلوفر قه قهه

 

جمعه گذشته رفته بودیم باغ خاله جونم  برای گردووووووووو چیدن  خیلی روز خوبی  بود و رادوین عزیزم کلی گردو جمع کرد و کمک  کرد 

 

 

 

 

فرشته مهربون من 

فعلا تو مرحله  قاره ها و کشورهااااااااا هستم و تو نقشه رادوین قاره و کشورها رو داره یاد میگیره .

 

 

 

رادوین بعد از 3 سال و نیمگی  پیتزا خورد  و اولین پیتزای زندگیش رو تجربه کرد  . (پیتزا هر شب )

 

 

چند وقت بود که  خیلی دوست داشتم تنور نون درست کنم و خودم نون بپزم  و بلخره با همت همسر جون موفق شدم 

 

 

اینم تنور دوست داشتنی خودم  .  همیشه ارزو داشتم خودم تنور داشته باشم و نون بپزم  و الان بیشتر روزهای تعطیل نون محلی با آرد سبوس  درست میکنم و خیلی بهمون میچسبه خوشمزه

هر مهمونی که برام بیاد سریع از قبل خمیر رو اماده میکنم  و  جلوی مهمون ها  خمیر رو میندازم رو ساج سریع  پخته میشه .خوشمزهخندونک

 

 

 

رادوین در حال خمیر درست کردن 

 

 

رادوین در نامزدی فرید  اون شب خیلی بهمون خوش گذشت به خصوص  جشن تو باغ  و رادوین  کلی بازی  کرد 

 

 

 

 

 یه مهمون اسپانیایی داشتیم اسمش ناچو بود و لندن درس میخوند.    که به همراه  دوستان بردیمش  حسینیه امینی ها و چهلستون   و خیلی از مکانهای تاریخی لذت برد و عاشق  ایران شده بود  مثل همه توریست های دیگه  . 

   به طور اتفاقی   یه مغازه گرفتیم برای لباس بچه خندونک و الان درگیر دکور مغازه و لباس بچه  هستیم . سکوت

 

 

پسندها (5)

نظرات (9)

شکوفه، مامان مانی و پانی
12 مهر 94 14:46
سلااااااااااام بر رومینای پرانرژی و پسر بانمک و پرسشگرش خوبین،خوشین؟ وااای رومینا چقدر عالی که خودت نون میپزی عزیزم انشالا که تو کار جدید،موفق باشی. اتفاقا خیلی به فکرت بودم که بالاخره کار دکور مغازه رو تا کجا پیش بردی؟ براتون بهترینهارو آرزو میکنم دوست عزیز من.
سیمین
12 مهر 94 17:54
رومینا جون یعنی گلپسری تا 3.5سالگی پیتزا نخورده؟چقدخوب بهترین کار کردید، وای مغازه لباس بچه من خیلی دوست دارم مطمئنم مثه همیشه موفق میشید
مامان ملی و کوروش
13 مهر 94 14:46
هر بار میام به وبلاگ رادوین جون یه عالمه انرژی مثبت می گیرم آفرین به این همه نشاط و پویایی واقعا به داشتن دوست خوبی مثل شما افتخار میکنم در ضمن برای خوردن نون تنوری خوشمزه هم که شده بزودی میام قزوین منتظرم باش شما که ما رو تو مشهد کاشتی گفتی میام و نیومدی ولی من حتما بزوری میام
مامان ela
13 مهر 94 15:45
مغازه جدید مبارکه ۴۰ ماهگیت مبارکه عزیزم چه نون قشنگی تنور رو کی درست کرد تو تلگرام بهم بگووو خوش به حالت رومینا جون نون بربری هم یاد بگیر درست کن نون دهات ...مخصوصا نون جواهرده رامسر عالی بود تو ماهی تابه درست میکردن تو هم یاد بگبر از اونا هم درست کن
مامان گل پسر
13 مهر 94 16:40
چهل ماهگیت مبارک رادوین جونم.. چقدر زود یکسال گذشت.. یادش به خیر، مهر پارسال ماهگرد تولدت اینجا بودی.. از خوندن و دیدن همه ی مطالب و عکس ها لذت بردم.. خصوصا از ایده ی جالب پخت نون..
مینا حسینی
16 مهر 94 10:12
سلام رومینا جون خوبی خیلی دلم براتون تنگ شده بود باز نمیکرد وبلاگتونو اعصبام خورد شده بود جونم چقد تنور خوشگلی خیلی حال کردم ای ول ابتکار جونم الهی قربون این رادوین خوشتیپ بامزه هم بشم خیلی ناز و یه پا مرد شده چیگر
مهلا
20 مهر 94 21:15
من همیشه میخونمت ولی از وقتی رمزی کردی نتونستم دنبال کنم الان خوشحالممممم که بدون رمز مینویسی پسمل طلاتو ببوس
کیان
21 مهر 94 11:44
وای خدا شما چه با سلیقه هستید خاله نون تنوری توی خونه خیلی باید خوردنی باشه
یاسمن
28 مهر 94 16:34
سلام رومینا خانوم.ایام عزای امام حسین روتسلیت میگم بهتون.چه خوب شد که رمزارو ورداشتین...دیگه نمیخواستم بهتون سر بزنم....:-